۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه
در طول سال هایی که به خدمت مسوولین زندان مشرف شدم، افتخار گرداندن در اکثر قریب به اتفاق زندان های مخوف کشور را در آن روزگار وحشتناک داشتم. چهار پنج شب نخست، در عشرت آباد بودم، شش هفت ماه در اوین آن روزها بودم، که هر روزش کافی بود تا به حساب یک عمر آدمی نوشته شود، جمعا حدود سیزده چهارده ماه در قزل حصار بودم، دو سه هفته ای در گوهر دشت ، که در واقع از مفتتحین این مخوف بند سال های بعد، ما، من و دوستانم، بودیم، و در نهایت، شش ماهی هم در زندان کچویی کرج بودیم، که باز هم از نخستین بدبخت هایی بودیم که گذرمان به آنجا افتاد و در واقع آنجا را هم بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی ما بودیم که افتتاح کردیم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر